عيسى ولائى

12

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )

اصطلاحات علم اصول علم اصول فقه ، از علوم كليدى است كه بدون آن استنباط احكام كلّى از كتاب و سنّت امكان‌پذير نيست . اين علم يك رشته قواعدى را به فردى كه در مسير استنباط است مىآموزد كه با رعايت آن قواعد ، دريافت حكم الهى از منابع مدارك شرعى آسان‌تر مىشود . ريشه‌هاى علم اصول در كلمات امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) و ديگر پيشوايان معصوم شيعه وجود دارد . حتى محدّث بزرگوار شيخ حر عاملى ( 1033 - 1104 ) كتابى به نام الفصول المهمّة فى اصول الائمه تنظيم كرده كه بسيارى از قواعد اصولى در احاديث منقول در آن مندرج است . پس از وى تأليف ديگرى به نام اصول آل الرسول به‌وسيلهء سيد محمد هاشم خوانسارى ( م - 1318 ) نگارش يافته و مبرهن مىسازد كه بسيارى از قواعد اصولى در روايات خاندان اهل بيت وارد شده است . شيخ انصارى كه خود تحوّلى در علم اصول پديد آورد ، قسمت اعظم مباحث عقلى را در كتاب خويش ( رسائل ) از آيات و روايات استفاده كرده است . دانش اصول از قرن دوّم وارد حوزه‌هاى فقهى شيعه شده و از آن زمان تاكنون رساله و كتاب‌هاى كوچك و بزرگى دربارهء آن نگارش يافته است به‌گونه‌اى كه به حق مىتوان گفت كه دانشمندان شيعه در بارورى اين علم گوى سبقت از ديگران ربوده‌اند . به‌ويژه نظرى به تصنيفات دانشمندان شيعه در رشتهء علم اصول از عصر فقيه بهبهانى ( 1118 - 1206 ) تا به امروز ، مىتواند رشد و ترقى چشمگير اين علم را در ميان شيعه به روشنى ثابت كند . در حالى كه همين دانش در ميان اهل سنّت از زمان فخر رازى مؤلف المحصول ( م - 606 ) و ابن حاجب ( م - 641 ) مؤلف المختصر تا به امروز ترقى چشمگيرى نكرده است . يكى از علل اين امر آن است كه شيعه باب اجتهاد را مفتوح مىدانسته و ناچار بوده است در پرورش اين علم سعى و كوشش خود را به حدّ نهايى برساند ، ولى فقهاى اهل سنّت به علت مسدود انگاشتن باب اجتهاد مطلق ( نه اجتهاد در مذهب ) چندان نيازى به علم اصول احساس نكرده و در نتيجه علم نو در ميان آنان گسترش و پيشرفتى نداشته است . علم اصول فقه بسان ديگر دانش‌هاى بشرى ، داراى اصطلاحات گوناگون بوده و بالاخصّ به خاطر گسترش خويش در سه قرن اخير ، اصطلاحات فراوانى به دست آورده است . تفصيل هريك از اين اصطلاحات وظيفهء مدرس است كه پيش از ورود به هر بحث ، آن را روشن سازد . كتابى كه هم‌اكنون تقديم پژوهشگران مىگردد ، محصول سعى و كوشش محقّق ارجمندى است كه توانسته است اصطلاحات متنوع و پراكندهء اين علم را با نظم خاص در يك جا گرد آورده و در حدّ لزوم به توضيح آنها بپردازد و از اين طريق خدمتى عظيم به دانش اصول نموده و كار دانش‌پژوهان را آسان سازد . اينجانب بخش‌هايى از اين كتاب را مطالعه نموده و از استيعاب و فراگيرى آن در شگفت ماندم . از اين جهت به سهم خويش توفيق گردآورى اين اثر ارزنده را به مؤلف محترم آن ، جناب